خرید بک لینک

" انجنير فرهاد شامخ صافی"

موضوعات زراعت، اقتصاد و سياست افغانستان ، علمی، فرهنگی،داستان،مذهبی،شعر،بیوگرافی، یادگار بماناد.

روش های تدریس

میتود چیست ؟

میتود از کلمه لاتین (Method) گرفته شده است، وکلمه میتود در فرهنگ فارسی و فرهنگ انگلیسی به فارسی به: روش، شیوه، طریقه، اصول، راه، طرز و اسلوب معنی شده است. به طور کلی، « راه انجام دادن هر کاری » را میتود یا روش گویند ، که میتود یا روش تدریس عبارت است از « راه و روش منظم، با قاعده و منطقی برای ارایه درس » .

همچنان در تعلیم و تربیه میتود به مفهوم عام آن طریق رسیدن به هدف و شکل معین تنظیم فعالیت ها معنی میدهد. و به مفهوم خاص میتود عبارت است از راه حل یا طریقه حل یک مسئله یا روش با قاعده و منطقی برای تدریس نامیده می‌شود.

به صورت عموم تعریف ها ذیل غرض ارایه مفهوم میتود را میتوان بر شمرد:

میتود عبارت از یک سلسله راه های منظم، منطقی و با قاعده است که معلم در عملیه تدریس از آن کار می‌گیرد.

میتود یک سلسله فعالیت های سازنده و تعمیری است که شاگردان را به هدف می رساند.

میتود عبارت از طریقه علمی است که غرض وصول به هدف انتخاب می‌گردد. و یا میتود عبارت از طی کردن مراحل لازم برای انجام دادن یک کار و یا یک وظیفه و یا به عبارت دیگر میتود بکار بردن وسایل و یک سلسله فعالیت‌های است که به موقع و در مدت کوتاه و به سهولت به هدف رسیدن را محیا می‌سازد. و در حقیقت میتود عبارت از تطبیق عملی اساسات تدریس خوب است که با در نظرداشت وضع شاگردان وضع مضمون و ضرورت آموختن شاگرد بنا نهاده شده است.

فنون تدریس :

فنون جمع فن است، کلمه فن که معادل واژه " تکنیک " به کار رفته است، به معنی راه، روش، شیوه و مهارت معنی شده است. همچنان فن به معنی " راه به کارگیری مهارتهای اساسی و یا روش انجام ماهرانه کاری " تعریف شده است .

یاد گیری چیست ؟

روانشناسان یادگیری را چنین تعریف میکنند : یادگیری یعنی ایجاد تغیرات کم و بیش دائمی در رفتار بالقوه یادگیرنده، مشروط براینکه این تغیردر اثر تجربه رخ داده باشد .

با توجه به تعریف مذکور ، تغیرات موقتی در رفتار مانند هیجانات، خستگی و مانند آنها یادگیری به حساب نمی آید. از طرفی تاکید بر این است که این تغیرات در رفتار در اثر تجربه رخ داده باشد . همچنین رفتار بالقوه برای این گفته شده است که گاهی رفتار یاد گرفته شده ممکن است در ظاهر قابل دید نباشد. مثلاً میتود ها وفنون تدریس را معلمی یادگرفته است ولی وقتی این یادگیری قابل دید و عینی خواهد بود که صنف درسی وجود داشته باشد و وی تدریس نماید، آن وقت معلوم خواهد شد که معلم تا چه اندازه میتود ها و فنون تدریس را یادگرفته است؟ وآنهارا در موقعیت های آموزشی بکار میگیرد .

تعریف تدریس :

از تدریس تعریف های مختلفی ارایه شده است. بعضی تدریس را " بیان صریح معلم در باره آنچه که باید یادگرفته شود" میدانند . عده ئی تدریس را ارتباط متقابل بین معلم و شاگرد و محتوای درسی میدانند . و عده ای زیادی از متخصصان تعلیم و تربیت " فراهم آوردن شرایط و اوضاع و احوالی که یادگیری را برای شاگردان آسان کند " تدریس نامیده اند .

و یا تدریس عبارت از پروسه دوجانبه آموزش بین معلم و شاگرد است، وهمچنان شناخت و رهنمائی شاگردان است خواه بشکل انفرادی باشد و یا دسته جمعی .

تدریس به مجموعه فعالیتهای اطلاق میشود که هدفدار است وآگاهانه صورت میگیرد ، بشکل اتفاقی یا تصادفی صورت نمی گیرد .

از بررسی مجموع تعریف های ارایه شده میتوان نتیجه گرفت که تدریس یک فعالیت است اما نه هر نوع فعالیتی، فعالیتی است که بطور قصدی و بر اساس هدف خاص انجام میگیرد ، فعالیتی که باید مطابق وضع شاگرد انجام گیرد وسبب تغیر مطلوب در سلوک شاگرد گردد . به هر صورت اگر یادگیری را تغییر در رفتار شخص در اثر تجربه بدانیم ، بدون شک فعالیتی که شرایط را برای تغییر فراهم کند ویا شرایط تجربه وتغییر لازم را در شاگرد سبب شود ، تدریس گفته میشود .

عمل تدریس یک سلسله فعالیت های مرتب ، منظم ، هدفدار واز قبل طراحی شده است ، فعالیتی که هدف اش ایجاد شرایط مطلوب یاد گیری است، فعالیتی که بصورت تعامل متقابل بین معلم وشاگرد جریان دارد یعنی خصوصیات و رفتار معلم بر رفتار واعمال شاگردان تاثیر میگذارد.

در نتیجه ، تدریس عبارت است از:

( تعامل متقابل معلم وشاگرد براساس طراحی منظم بصورت هدفدار و آگاهانه برای ایجاد تغییر مطلوب در رفتار شاگرد )

این تعریف سه ویژگی خاص برای تدریس را مشخص میکند:

1 . وجود تعامل یا رابطه متقابل بین معلم وشاگرد.

2. هدفدار بودن فعالیت های معلم

3 . ایجاد تغییر در سلوک شاگرد

بناءً نظر به تعریف فوق اگر فعالیت معلم درصنف بصورت رفتار متقابل و بر اساس هدف خاص صورت نگیرد، به هیچ وجه مفهوم تدریس به آن اطلاق نمی شود. ممکن است معلمی در صنف درسی صحبت کند ، تمرین حل کند ، اما مفهوم واقعی تدریس را نداشته باشد زیرافعالیت های پراگنده ویکجانبه معلم که هیچ گونه تغییری درشاگردان ایجاد نکند ، تدریس گفته نمی شود .

تدریس کدام نوع تغیر هارادرسلوک ورفتار شاگرد باید ایجاد کند؟ تدریس مفاهیم مختلف مانند نگرش ها ، گرایش ها ، باور ها ، عادات وشیوه های رفتار ویا بطور کل انواع تغییراتی را که میخواهیم در شاگردان ایجاد کنیم ، دربر میگیرد .

نکته مهم در جریان یک تدریس این است که معلم مشخص کند چه باید یاد گرفته شود تا براساس آن محتوای آموزشی وفعالیت های متناسب با درک و فهم شاگردان فراهم گردد .

فعالیت های که باعث ایجاد تدریس میشود براثر تعامل سه عامل یا رکن اساسی یعنی معلم ، شاگرد و مواد درسی استوار است . که در صورت عدم موجودیت یکی از این سه عامل تدریس صورت گرفته نمی تواند . همچنان تدریس متشکل از فعالیت های است که با فعالیت های جسمی و ذهنی معلم وشاگرد همراه است ودر هر تدریس موجودیت این سه عامل یا اصل لازم وضروری است.

1 . اولین ومهمترین عامل در تدریس یادگیرندگان ( شاگردان ) هستند که باید فعالیت های ذهنی وتوانایی های بالقوه آنها را شناخت واز نیازهای آنان آگاهی پیدا کرد تا به تناسب نیاز ها واستعداد های شاگردان برنامه های متناسب انتخاب و در قالب فعالیت های درسی گنجانیده شوند. موضوع شناخت شاگردان مربوط به روانشناسی رشد و روانشناسی تربیتی است که از ویژگی‌های رفتاری و اصول های تربیتی شاگردان را مورد بحث قرار میدهد.

2 . برنامه های درسی ( مواد درسی ) براساس هدفهای تعلیم و تربیت در هر دوره تحصیلی پیش بینی میشوند که در مکاتب و مدارس و موسسات تحصیلی کتاب های درسی با در نظرداشت برنامه های آموزشی تهیه و تنظیم میشوند و معلمان اساس فعالیت های تدریس خود را براساس برنامه های آموزشی پشبینی واستوار می سازند.

3 . عامل مهمی دیگر درپروسه تدریس معلم است، که علاوه از ویژگیهای شخصیتی ، اخلاقی و اجتماعی معلم ، مهارت های او در تدریس ، آشنایی او با انواع میتود های مناسب تدریس و شناخت شاگردان یا ایجاد تعامل بین معلم و شاگردان با استفاده از منابع و ماخذها و محیط آموزشی که او تدارک دیده است مورد توجه می باشد. بنابر این انتخاب روش و وسایل مناسب با محتوای آموزشی از وظایف اصلی معلم در تدریس می‌باشد.

اهمیت میتود های تدریس

معلمین محترم باید اینرا بدانند که یک میتود ویا یک اصول تدریس واحد موجود نیست بلکه راه ها وطریقه های زیادی وجود دارد که معلمین نظر به مضمون وموضوع دراوقات مختلف از آن استفاده می‌کنند.

تدریس یکنوع فن ومهارت است که معلمین تا حد ممکن کوشش می‌کنند تا شیوه ها وراه های تدریس مناسب وهمه جانبه راپیدا کنند. بناءً معلمین احتیاج دارند که از تمام طریقه ها ومیتود های تدریس تاحد ممکن معلومات وآگاهی حاصل کنند وبه این بفهمند که چرا بالای میتود وروش‌های مختلف تدریس تاکید صورت میگیرد ؟

اصول تدریس وسیله یی است برای انتقال دانشها ومهارت ها وبدست آوردن دانش ومهارت که درجریان تدریس از آن استفاده بعمل می آید.برای مطالعه وتدریس هر رشته از علوم، روش بخصوصی وجود دارد نظر به ماهیت موضوع ومضمون ونظر به تمایلات، مهارت ها وحواسته های ذهنی شاگردان برای ارایه وتوضیح مطالب از آن کارگرفته میشود و هدف ازانتخاب روش مناسب تدریس آنست تا بتوان به اهداف تعین شده دسترسی پیدا کرد. بناءً اهمیت اصول تدریس را مطالب ذیل تشکیل میدهد :

1. مطابق به میتود تدریس، تدریس آسان ، قابل فهم وآموزش شاگردان بهتر و خوبتر می‌شود.

2 . میتود یا اصول تدریس از ضیاع وقت جلوگیری مینماید . چراکه میتود تنظیم کنندهً وقت بوده وکاربه سهولت وبه وقت آن انجام می‌شود.

3 . وقتیکه از شیوه مناسب تدریس پیروی گردد معلم میتواند علاقه وتوجه شاگردان را بخود جلب کند .

4 . اصول تدریس مناسب برای شاگردان سبب یادگیری مؤثر می‌گردد.

5 . با استفاده از شیوه های مناسب در تدریس تفاوت های فردی مراعات میشود یعنی استفاده از میتود های مناسب میتوان شاگردان کند ذهن را به سویه خود شان دریک صنف تدریس کرد.

6 . انتخاب میتود خوب معلم را درتهیه و انتخاب مواد درسی کمک می‌کند.

7 . میتود درسی مناسب زمینه را برای یادگیری دلچسپ مساعد ساخته و از خستگی شاگردان جلوگیری می‌نماید.

8 . میتود تدریس مناسب می‌تواند قوه ابتکار، تفکر، اندیشیدن و قوه استدلال شاگردان را ارتقا بخشیده زمینه زمینه کنجکاوی و استفاده درست شاگردان را از معلم فوق العاده مساعد می‌گرداند.

9 . میتود تدریس مناسب زمینه تجربه و عمل را در صنف برای شاگردان مساعد می‌سازد یعنی آموزش‌های نظری را بشکل تجربی و عملی به اثبات می‌رساند زیرا آموزش از طریق عمل بصورت کل صورت می‌گیرد.

اساسات و پرنسیپ های مهم تدریس

پرنسیپ ها و اساسات که برای تطبیق میتود ها درساحه تدریس معلم را کمک می‌کند بسیار است. لازم است که معلم با تطبیق میتود از همه اولتر در باره هدف آن، میتودیکه در نظرگرفته آگاهی و معلومات حاصل نماید و کوشش کند که هیچ قسمت آن پوشیده و پنهان نباشد . معلم باید توانایی قدرت آنرا داشته باشد که فعالیت های خود را طوری تنظیم کند تا او را قدم به قدم بطرف هدف نزدیک کند و هم بتواند خود را در هرمرحله فعالیت ارزیابی نماید تا قوت و ضعف هر بخش فعالیت های خود را پیدا نموده و به اصلاح آن اقدام نماید. علاوه بر آن معلم وظیفه دارد برای آموش شاگردان از میتود های گوناگون تدریس استفاده نماید.

معلمان در عملیه آموزش پرنسیپ‌ها و اساسات مهم میتود ها را ذیلاً در نظر داشته باشند:

برای فرد و گروپ، هردو باید فعالیت ها موجود باشد بخاطر اینکه آموزش عملی بسیار با ارزش و مفید است.

رابطه داشتن موضوع درس با زندگی : باید تدریس یا موضوع درسی حقیقی بوده باشد با شرایط و حالات گذشته و فعلی زندگی شاگرد ارتباط داشته باشد.

دلچسپی و علاقه : معلمین باید در نظر داشته باشند که درس مطابق دلچسپی شاگردان باشد یعنی مطابق دلچسپی شاگردان تدریس نماید تا سبب ایجاد علاقه شاگردان وانکشاف ذوق آنها گردد.

داشتن هدف مشخص و معین : معلم باید به این اساس متوجه باشد که هر درس اهداف مشخص دارد.

تهیه و تطبیق مواد وسایل تدریس مطابق موضوع درس در جریان تدریس.

تقسیم موضوع : معلم باید مطالب ضروری درس را به سویه ها و مراحل مختلف طوری تقسیم نماید که از آغاز تا انجام یک سلسلۀ منطقی را مراعات کند.

در انتخاب میتود تدریس سن و سویه شاگردان را در نظر بگیرد.

تمرین و تکرار : در هر درس تمرین و تکرار در نظر گرفته شود زیرا درس یادشده به مشق و تمرین ضرورت دارد.

در عملیه تدریس تنها برخورد و طریقه تدریس معلم در ازدیاد تجارب و معلومات شاگردام مؤثر نسیت، بلکه وضع روانی و حالات صحی معلم کاملاً بالای حالت روانی شاگردان تأثیر می‌گذارد.

در اصول تدریس باید وضع و حالات فردی شاگردان ( تفاوت های فردی شاگردان ) مدنظر گرفته شود زیرا که هرفرد استعداد جداگانه دارد.

آموزش مهمتر از تدریس است و تدریس باید تابع آموزش باشد. به همین اساس معلم باید به قوانین آموزش و یادگیری آشنا باشد و مطابق آن برای آموزش راه و روش مناسب آموزش را بکار گیرد.

در تدریس و آموزش مطالب درسی هر مضمون باید از طریقه و میتود خاصی کار گرفته شود. بطور مثال در ریاضی از طریقه حل پراپلم، در ساینس از طریقه تجربی و لابراتواری و در ادبیات از اصول جمله سازی بصورت عملی کار شود.

در هر میتود زبان در عملیه آموزش رول مهم دارد. پس به هر اندازه که زبان فرد کامل شود به همان اندازه آموزش خوبتر صورت می‌گیرد، معلم باید خود در مهارت های زبانی کوشش کند .

در تطبیق میتود معلم باید از اهداف تعلیم و تربیه، کلتور و ثقافت اجتماعی در آن زندگی می‌کند استفاده نماید.

معلم باید در تطبیق میتود از اساسات و قوانین آموزش باخبر باشد.

معلم باید از فرهنگ ملی جامعه خود شناخت علمی داشته باشد و جنبه های مثبت و منفی آنرا بداند و در اصلاح جنبه های منفی آن از میتود درست استفاده نماید.

معلم باید از فرهنگ اجتماعات دیگران معلومات داشته باشد تا به ارزش های ملی جامعه مربوط مخالف واقع نشود.

در تطبیق میتود باید امکانات، نیازمندی‌ها و اهداف در نطر گرفته شود.

به آن وسایل و روش های که ضرورت داریم باید آنرا آزمایش کنیم نواقص و کمبودی‌ها را اصلاح نماییم تا در آینده بتوانیم از غلطی ها و اشتباهات جلوگیری بعمل آید.

اهداف آموزشی:

طوریکه میدانیم تمام امور زندگی را که ما و شما انجام میدهیم در آن اهداف موجود می‌باشد، ولی در آنصورت این فعالیت‌ها و اجراآت ما خوب و مؤثر واقع شده می‌تواند که اهداف آن مشخص، دقیق، مکمل و خوب واضح و معین باشد. برای اینکه اهداف در تعلیم و تربیه ضرورت اولیه را تشکیل میدهد بهتر اینست که اولتر از همه استادان باید در باره مشخص کردن اهداف معلومات پیدا کنند و این را بدانند که چطور آن را در پلان درسی خود جا دهند تا مانند معلمان هدفمند وظایف خود را انجام دهند.

در اینجا لازم دیده می‌شود که راجع به تعریف هدف و اقسام اهداف آموزشی ذکر بعمل آید تا با استفاده از آن وظایف تدریس خود را به وجه احسن انجام داده باشیم :

تعریف هدف :

هدف در لغت مقصد و مرام را گویند و دراصطلاح نتیجه پیشبینی شده یک کار راهدف گویند. یا نتیجه پیش بینی شده مطلوب که جهت حصول آن یک فعالیت صورت گیرد هدف است. در امور اجتماعی اهداف مختلف وجود دارد که از آن جمله تعلیم و تربیه هم دارای اهداف و مقاصد است.

هدف آموزشی ( تعلیمی ) :

هدف آموزشی عبارت از شرح و یا بیان در مورد آنچه که شاگردان می‌آموزند و با نتیجه کار ( تدریس ) که شاگردان در آخیر درس انجام می‌دهند، می‌باشد. همان طوریکه انسان‌ها از نظر جسمی، اجتماعی و احساسات انکشاف می‌نمایند از نظر ذهنی نیز رشد کرده و استعدادهای شان توسعه میابد. اکثراً دیده شده که حتی کلان سالان هم انکشاف ذهنی درست نه‌نموده اند، دلیل آن اینست که معلومات حاصل کرده اما درک نه‌نموده و دوباره استعمال نکرده. بناءً جهت رسیدن به اهداف آموزشی باید دسته بندی آن را مدنظر بگیریم. بلوم (Bloom) دانشمند تعلیم و تربیه تسلسل و ارتباط آموزشی را در یک مسئله قرار ذیل درجه بندی نموده است که بنام تقسیم بندی بلوم یاد می‌شود.

معلومات سطح پایین آموزش را تشکیل می‌دهد، ما معلومات بیشتر کار داریم تا یک موضوع را بفهمیم و فهم بیشتر کار داریم تا آنرا استعمال نماییم، وقتی برای شاگردان که موضوع را معلومات بدهیم زود فراموش می‌کنند، بناءً شاگردان معلومات بیشتر کار دارند تا موضوع را فهمیده و آنرا استعمال نمایند که در اینجا آموزش از سطح پایین که معلومات است به سطح بلند آن می‌رود. تا زمانیکه شاگردان در مورد یک موضوع معلومات نگیرند آنرا فهمیده نمی‌توانند و تا زمانیکه آن را نفهمیده باشند بصورت درست استعمال، تحلیل، تجزیه، ترکیب و بالآخره نتیجه‌گیری و ارزیابی کرده نمی‌توانند. بناءً آموزش باید طوری عیار گردد که شاگردان به‌طرف فهمیدن، اجرا کردن و نتیجه گرفتن سوق داده شوند، یعنی سطح پایین آموزش بطرف سطح بلندتر آموزش یا آموزش پرکیفیت سوق داده شود.

خصوصیات اهداف آموزشی :

1. اهداف باید مشخص و واضح باشد که بکدام درس و موضوع ارتباط دارد.

2 . اهداف باید قابل پیمایش باشد که کدام نکات را شاگردان بیاموزند و کدام نکات ضروری و مهم است.

3 . اهداف باید قابل حصول باشد. معلم باید قبلاً سطح دانش شاگردان را بداند و بگوید که آیا می‌توانیم این اهداف را از شاگردان حصول نماییم یا نه ؟

4 . اهداف باید واقع بینانه باشد. یعنی ظرفیت شاگردان را در نظر گرفته نه آنکه هدف به سطح بلند آموزشی طرح گردد که شاگردان قدرت گرفتن آنرا نداشته باشند و یا اینکه شاگردان هیچ ضرورت به آن هدف را نداشته باشند.

5 . اهداف نباید آنقدر وسیع باشد که گنجایش حصول آن در وقت معیینه نباشد، یعنی هدف را معلم طوری بنویسد که در همان ساعت معیینه درسی حاصل گردد.

6 . وقت و مدت آن مشخص باشد مانند: الی آخر ساعت درسی، الی آخر هفته ........شاگردان انجام گیرد و معلم نقش رهنما را داشته باشد.

انواع اهداف از نگاه ماهیت :

1 . اهداف مقدس : عبارت از اهدافی است که به اساس دین مبین اسلام استوار و موافق به معیارهای مثبت اجتماع بشری بوده و مقصد در آن خدمت به انسان و حصول رضای خداوند (ج) باشد.

2 . اهداف نامقدس : عبارت از اهدافی اند که به نتایج غیر اسلامی، شیطانی و ضد انسانی ختم می‌گردد و مقصد آن تنها بدست آوردن مادیات و راضی نگهداشتن اشخاص و برآورده شدن خواهشات نفسانی و مادی می‌باشد.

اقسام اهداف آموزشی از لحاظ وسعت :

1 . نهایی2 . عمومی 3 . خصوصی

1 . اهداف نهای : هدف نهایی نتیجۀ مطلوب و آخری یک کار پلان شده را گویند. یا نتیجه پیش بینی شده با متوقعه یک سال تعلیمی در یک مضمون بوده که مجموعه اهداف عمومی و دربرگیرندۀ مطالب عمده کتاب می‌باشد، معلم پیش بینی می‌کند که الی آخر سال تعلیمی شاگردان قادر به انجام دادن کدام مطالب می‌باشند.

2 . اهداف عمومی : نتیجه پیش بینی شدۀ عام یک موضوع یا مضمون را هدف عمومی گویند. یا عبارت از نتیجۀ پیش بینی شدۀ یک فصل یا یک بخش یا یک قسمت از کتاب را در مدت یک ماه یا کم و بیش از آن می‌باشد، آنچه را که شاگردان الی آخر ماه یا یک فصل یا یک مضمون بتوانند اجرا نمایند عبارت از هدف عمومی است.

3 . اهداف خصوصی : نتیجۀ خاصی سنجیده شدۀ قبلی یک موضوع را هدف خصوصی گویند. و یا اینکه نتیجۀ پیش بینی شده موضوع خاص در یک ساعت درسی که معلم توقع آنرا در ختم ساعت درسی از شاگردان دارد هدف خصوصی نامیده می‌شود مثلاً در مضمون ریاضی شمردن اعداد از 1 الی ده وغیره.

ادامه دارد...

آمارگیر وبلاگ

مترجم سایت

برچسب: نویسنده: الینا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 16:50

صفحه بندی